شماره ۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۱

۳۱ بازديد


گر نبود خنگ مطلي لگام
زد بتوان بر قدم خويش گام
ور نبود مشربه از زر ناب
با دو كف دست، توان خورد آب
ور نبود بر سر خوان، آن و اين
هم بتوان ساخت به نان جوين
ور نبود جامهٔ اطلس تو را
دلق كهن، ساتر تن بس تو را
شانهٔ عاج ار نبود بهر ريش
شانه توان كرد به انگشت خويش
جمله كه بيني، همه دارد عوض
در عوضش، گشته ميسر غرض
آنچه ندارد عوض، اي هوشيار
عمر عزيزيست، غنيمت شمار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد