دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۵ ۳۱ بازديد
گر نبود خنگ مطلي لگام
زد بتوان بر قدم خويش گام
ور نبود مشربه از زر ناب
با دو كف دست، توان خورد آب
ور نبود بر سر خوان، آن و اين
هم بتوان ساخت به نان جوين
ور نبود جامهٔ اطلس تو را
دلق كهن، ساتر تن بس تو را
شانهٔ عاج ار نبود بهر ريش
شانه توان كرد به انگشت خويش
جمله كه بيني، همه دارد عوض
در عوضش، گشته ميسر غرض
آنچه ندارد عوض، اي هوشيار
عمر عزيزيست، غنيمت شمار
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد