گفتن حرف هنر
گوش دادن هنرى بالاتر
من در اين نزديكى
صوت زيباى اذان مىشنوم
لبت عاشورايى باد
اى مؤذن زاده
دلت هورايى باد
نفسم تنگ نبود دلم از سنگ نبود
آن زمانى كه اذان
بر سر قله دشت
به زبان مىراندى
غافل از خواندن تو
نشدم هيچ زمان
ولى از بخت بدم
پايم اندر گِل بود
سرم اندر گِل بود
جانم اندر گِل بود
نتوان مسح كشيد، نشدم راضى من
به تيمم حتّى
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد