دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۲۰:۰۳ ۳۶ بازديد
لب اندوه مرا
لب شب گاز گرفت
آن زمانى كه شبه باز شدم
شبهى مىديدم
كه به رنگ گل برف
به زمين مىآمد
با دو صد كينه سرخ
به كمين مىآمد
من در آن نقطه كه آواز شدم
نى توفان زدهاى بودم و بس
كه چنين ساز شدم
باشد آخر كه به چنگ مىآيم
بار من دف باشد
از خروشيدن دف
نامم اشرف باشد
باشد آخر كه به چنگ مىآيم
بار من كف باشد
نه به رنگ كف آب
كه من آبى باشم
بهر نوشيدن گل
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد