ساز

مشاور شركت بيمه پارسيان

ساز

۳۶ بازديد

 لب اندوه مرا

لب شب گاز گرفت

آن زمانى كه شبه باز شدم

شبهى مى‏ديدم

كه به رنگ گل برف

به زمين مى‏آمد

با دو صد كينه سرخ

به كمين مى‏آمد

من در آن نقطه كه آواز شدم

نى توفان زده‏اى بودم و بس

كه چنين ساز شدم

باشد آخر كه به چنگ مى‏آيم

بار من دف باشد

از خروشيدن دف

نامم اشرف باشد

باشد آخر كه به چنگ مى‏آيم

بار من كف باشد

نه به رنگ كف آب

كه من آبى باشم

بهر نوشيدن گل


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد