قلم

مشاور شركت بيمه پارسيان

قلم

۳۳ بازديد

كاش در روزنه‏ى نور تو بود

چشمه اشك مرا

و در آن تاريكى

مى‏درخشيد به من

كاسه‏اى نور شبى

بتراود بر من

آب بى‏مشك مرا

حاصل عمر من است

كه قلم بارانى است

و اگر با من نيست، چه زلال است مرا؟

و اگر با من هست، چه زوال است مرا؟

در شبى يلدا وار مى‏رسد مرد بلور

آن كه بى‏رحمى او ورد لب‏هاى من است

كه در عشق بى‏رحم است

نه در ايوان تگرگ

كاش در روزنه نور تو بود

چشمه اشك مرا

حاصل عمر من است

كه قلم بارانى است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد