مادر

مشاور شركت بيمه پارسيان

مادر

۳۶ بازديد

مادرم نامه‏ى آشفتگى‏ام را خوانده است

آن زمانى كه به لبها رانده است

ذكر با بركت لبيك مرا

كه به او مى‏گفتم

التماسى دارم

التماس از ته دل

كه ببخشاى مرا

كه من آن كودك پرواز توام

كه به شبديز رسيد

آب انگور نديد

كه مرا بردارد؟

ببرد تا به ابد؟

سفرى بى‏پايان

با دل خويش بَرَد؟

پاى زنبيل درخت

كه پُر از لبيك است

ذكر با بركت لبيك مرا

مادرم مى‏خواند

بى‏گمان مى‏بخشد

فعل بى‏حدّ مرا


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد