دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۲۰:۰۳ ۳۶ بازديد
مادرم نامهى آشفتگىام را خوانده است
آن زمانى كه به لبها رانده است
ذكر با بركت لبيك مرا
كه به او مىگفتم
التماسى دارم
التماس از ته دل
كه ببخشاى مرا
كه من آن كودك پرواز توام
كه به شبديز رسيد
آب انگور نديد
كه مرا بردارد؟
ببرد تا به ابد؟
سفرى بىپايان
با دل خويش بَرَد؟
پاى زنبيل درخت
كه پُر از لبيك است
ذكر با بركت لبيك مرا
مادرم مىخواند
بىگمان مىبخشد
فعل بىحدّ مرا
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد