دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۳۷ ۳۸ بازديد
چشمهايم فرسوده شد
از نگريستن به آسمان
و دستم از فشردن خاك
و گامهايم ازدر نورديدن باد
و روحم پراكنده شد
چون برگهاي خزان
در پاي آنجا نيست
دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۳۷ ۳۴ بازديد
باگذشت زمان
و درگذشتن دوستان و آشنايان
آدم ها برايم بيشتر مردن را
تداعي مي كنند
تا زنده بودن را
دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۳۷ ۳۵ بازديد
هيچي هستيم سخنگو
هيچي هستيم بينا
هيچي هستيم شنوا
و هيچي هستيم دانا
بر ناداني خود
دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۳۷ ۳۵ بازديد
گلبرگ هاي شب را
يك به يك باز كنيم
گوييا كه سرخ گلي است
سياه رنگ
دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۳۷ ۳۵ بازديد
در كدام سرزمين خاطره است
كه مي روم
و چه سبك گام برمي دارم
در كدام سر زمين بي حاصل است
كه پرواز مي كنم
دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۳۷ ۳۷ بازديد
كاش مي دانستم
كاش مي دانستم
كمي از آب دريا را
كمي از شب را
ولي افسوس كه هيچ
نمي دانم
دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۳۷ ۳۶ بازديد
ما به تاراج مي رويم
خاك و تاريخ
ما را خواهند خورد
و ما روي خود را
به سوي نيستي بر مي گردانيم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد