من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

برفي سنگين

۳۴ بازديد

 

برفي سنگين نشسته روي سرم

اما مي‌گويند

راه‌ها همه بازند

 

راه‌ها هنوز بازند

اما معلوم نيست

اين بازي تا كي ادامه دارد


دو خط موازي

۳۴ بازديد

 

دو خط موازي

در بي‌نهايت  به هم خواهند رسيد

 

تا بي‌نهايت

با تو خواهم آمد


انجام قصه را بگو

۳۴ بازديد

 

انجام قصه را بگو

نه تو شهرزادي   نه من شهريار

درنگ اگر كني

به قتلگاه مي‌برند

هزار و يك شبِ ما را


و اين سكوت

۳۵ بازديد

 

و اين سكوت  يعني

معناي شعرهام

چمدانش را بسته‌است

 

كلمات

مات

مبهوت

ُُزل زده  در سكوت

 

چمدانش را بسته‌است


و خورشيد آن قدر دور شد

۳۵ بازديد

 

و خورشيد آن‌قدر دور شد

كه سايه‌ام به جاده‌هاي دور رسيد

اين جاده‌ها  اما

به جايي  نمي‌رسند

 

بايد برگردم

به شبِ خودم

هم‌سايه‌ي نزديكم


درونم را مي كاوم

۳۳ بازديد

 

درونم را مي‌كاوم

چنگ مي‌زنم

شعر نگفته‌اي  مانده هنوز

 

با آن كسي شاد نخواهد شد

با آن كسي غمگين نخواهد شد

با آن كسي عشق نخواهد ورزيد

با آن كسي نفرت نخواهد ورزيد

با آن كسي زندگي نخواهد كرد

با آن كسي نخواهد مرد

با آن ...

 

آني نمانده ديگر

اين بود

آن‌چه به چنگم آمد


كسي به در كوبيد

۳۴ بازديد

 

كسي  به در كوبيد

 

بلند شد

موهايش را مرتب كرد

در را باز كرد

 

باد بود

 

برگشت

آشفته مو


خطي كه هر روز

۳۵ بازديد

 

خطي كه هر روز روي ديوار مي‌كشم

روزهايي را شماره مي‌كند

كه ديوارم شدند

 

روزهايي كه مثل باد

بگذرم از ديوار

كجا خط كشيده شدند


روياي هر نيمه شبم

۳۵ بازديد

 

روياي هر نيمه‌شبم

صداي كوبيدنِ قلبي بود

زير گوشِ منتظرم

كابوس هر نيمه‌شبم شد

صداي كوبيدنِ در

 

چه مي‌خواهيد

از من چه مي‌خواهيد

در خواب رويايي نمانده ست

صداي قلب‌ها

صداي قدم‌ها بود

                     كه دور مي‌شدند

كابوس‌ها نيز

در بيداري آن‌قدر هستند

 

بگذار كمي بخوابم

                        زندانبان


ميله هاي فلزي سرد

۳۶ بازديد

 

ميله‌هاي فلزي سرد   ميان‌شان

همديگر را در آغوش كشيده‌اند

دو زنداني

دو زندانبان