در مقابل مشكلات

مشاور شركت بيمه پارسيان

در مقابل مشكلات

۷۶ بازديد
دختري از سختي هاي زندگي به پدرش گله مي كرد. از مبارزه خسته بود. نمي دانست چه كند. بلافاصله پس از اينكه يك مشكل را حل شده مي ديد مشكل ديگري سر راهش آشكار مي شد و قصد داشت خود را تسليم زندگي كند. پدر كه آشپز ماهري بود او را به آشپزخانه برد. سه قابلمه را پر از اب كرد و آنها را جوشاند. سپس در اولي تعدادي هويج، در دومي تعدادي تخم مرغ و در ديگري مقداري قهوه قرار داد و بدون اينكه حرفي بزند چند دقيقه منتظر ماند.

دختر هم متعجب و بي صبرانه منتظر بود. تقريبا پس از ۲۰ دقيقه، پدر اجاق گاز را خاموش كرد، هويج ها و تخم مرغها را در كاسه گذاشت و قهوه را در فنجاني ريخت.
سپس رو به دختر كرد و پرسيد: “عزيزم چه ميبيني؟” دختر هم در پاسخ گفت: “هويج تخم مرغ و قهوه.”

پدر از دختر خواست هر كدام از آنها را لمس كند. هويجها نرم و لطيف بودند و تخم مرغها پس از شكستن و پوست كندن سخت شده بودند. در آخر پدر از او خواست قهوه را ببويد. دختر دليل اين كار را سوال كرد و پاسخ شنيد: “دخترم هر كدام از آنها در شرايط ناگوار يكساني در آب جوش قرار گرفتند ولي از خود رفتارهاي متفاوتي بروز دادند.

هويج هاي سخت و محكم، ضعيف و نرم شدند. پوسته هاي نازك و مايع درون تخم مرغها سخت شدند ولي دانه هاي قهوه توانستند ماهيت آب را تغيير دهند.” سپس پدر از دخترش پرسيد: “حالا تو دخترم وقتي در زندگي با مشكلي رو به رو مي شوي مثل كدام يك رفتار مي كني؟ هويج، تخم مرغ يا قهوه؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد