فروكش آتشفشان

مشاور شركت بيمه پارسيان

فروكش آتشفشان

۷۷ بازديد
 

در نماز و نيازش خدا بود

دستهايش به رنگ دعا بود



در شكفتن دل داغدارش

مثل يك لاله بي ادعا بود



اين غريبي كه از پيش ما رفت

با سلام خدا آشنا بود



بسته ي عشق بود و وليكن

مثل پرواز در خود رها بود



مثل كوهي پر از استواري

مثل باران شب بي ريا بود



مثل امواج دريا گريزان

مثل آفاق بي انتها بود



مثل آتشفشاني پر از درد

مثل موجي سراپا صدا بود



زخمهاي عميقي به دل داشت

چون غروبي به غم مبتلا بود



مثل لبخند آب را مي آكند

مثل اندوه در سينه ها بود



مثل فرداست در قلب ما هست

آنكه ديروز در پيش ما بود



ديشب از باد پرسيدم اي عطر

همنشين گل كربلا بود

گفت: شمع دل اين كبوتر

از گلستان سبز كجا بود؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد