شام غريبان

مشاور شركت بيمه پارسيان

شام غريبان

۸۰ بازديد
 


(۱)

پايان آن حماسه ي درد آلود

شامي غريب بود

شامي گرفته و غمناك

ديگر هميشه شعر

ديگر هميشه مرثيه

/ در بحر اشك بود



(۲)

بعد از فرو فتادن خورشيد

از شانه هاي مضطرب صبح

فردا هميشه غمزده و گنگ

در هيئت غبار مي آيد



(۳)

فرياد!

آتش به جان خيمه در افتاد

چشمي به خيمه ها

چشمي به قتلگاه

زينب ميان آتش و خون

/ ايستاده است

اي ابر بهت از چه نمي باري؟



(۴)

اي دشتهاي محو مقابل

اعماق بي ترحم و تاريك!

اي اتفاق گرم

با ما بگو

/ زينب كجا گريست؟

زينب كجا به خاك فشانيد

/ بذر سبز؟

بر ماسه هاي تو

اي گرد باد مرگ

وقف درنگ ناقه ي دلتنگي

/ زينب چه مي نوشت؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد