دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۲۰:۱۱ ۸۰ بازديد
(۱)
پايان آن حماسه ي درد آلود
شامي غريب بود
شامي گرفته و غمناك
ديگر هميشه شعر
ديگر هميشه مرثيه
/ در بحر اشك بود
(۲)
بعد از فرو فتادن خورشيد
از شانه هاي مضطرب صبح
فردا هميشه غمزده و گنگ
در هيئت غبار مي آيد
(۳)
فرياد!
آتش به جان خيمه در افتاد
چشمي به خيمه ها
چشمي به قتلگاه
زينب ميان آتش و خون
/ ايستاده است
اي ابر بهت از چه نمي باري؟
(۴)
اي دشتهاي محو مقابل
اعماق بي ترحم و تاريك!
اي اتفاق گرم
با ما بگو
/ زينب كجا گريست؟
زينب كجا به خاك فشانيد
/ بذر سبز؟
بر ماسه هاي تو
اي گرد باد مرگ
وقف درنگ ناقه ي دلتنگي
/ زينب چه مي نوشت؟
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد