جاي احمد

مشاور شركت بيمه پارسيان

جاي احمد

۸۲ بازديد
 

روي دروازه ي دبيرستان

پرچمي دست باد مي لرزد

روي پرچم نوشته اند درشت :

« احمد خوش نشين شهيد شده است »

بادها با صدايي از افسوس

اين خبر را به دورها بردند

آسمان بغض كرده بود آن روز

آفتاب آن طرف تر از جنگل

خسته بود و دگر نمي خنديد

باد آمد ميان شاخه نشست

بر لبش اين كلام جاري شد :

«جاي احمد كه مي رود جبهه؟»

جنگل دستها نمايان شد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد