نفخ صور

مشاور شركت بيمه پارسيان

نفخ صور

۷۸ بازديد

نفخ صور

شاعر : يحيي نژاد سلامتي

شاعر تمام دفتر خود را مرور كرد
بعدش نشست و قافيه را جفت و جور كرد

اذني گرفته است دوباره براي شعر
خوشحال از اين عنايت و حس غرور كرد

اول نوشت "مادرم اما..." و بعد از آن
از روضه هاي سخت مدينه عبور كرد:

"قدش هلال و دست بر كمر گرفته بود..."
قلبش شكست و عمه به ذهنش خطور كرد

"او مي دويد و..." روضه ي مقتل كه مي نوشت
"او مي كشيد و..." ياد نگاه صبور كرد

خواهر به شوق عشق به روي تل آمد و
سر را به روي نيزه... نگاهي به نور كرد

باشد اگر چه صحنه ي محشر به پا شده ست
باشد اگر چه روح امين نفخِ صور كرد

"چيزي بجز جمال و قشنگي نديده بود..."
مافوق صبر عالم و آدم ظهور كرد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد