دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۲۰:۰۹ ۷۵ بازديد

همان بهتر كه قبيله ما بچه ندارد
شاعر : مجيد سعدآبادي
بچههاي قبيله روبه رويي
دستهاشان پر است از شمشيرهايي كه دروغ ميگويند
پر است از تير و كمانهايي
كه خميازه پشت خميازه
قبيله ما را به خواب ميبرند
يك ليوان
آب
آبرنگ
و قلم مو
هر چقدر چشمه ميكشند
خشك ميشود
هر چقدر بيابان . . .
اما من تنها كسي هستم
كه با يك ليوان آب
بيابان كشيدم
درست متوجه نميشوم
دو سوم كره زمين آن روزها كجا بود
كه بيابانها باد به باد
پوست نيندازند
همان بهتر كه قبيله ما بچه ندارد
حتي شمشيرهاي پلاستيكي
وقتي تيرها
استخواني بزرگتر از گلوي بچه ها هستند
همان بهتر كه قبيله ما بچه ندارد
وگرنه زينب (س) كنار كدام چشمه
از دريا حرف ميزد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد