شب آنچنان زلال كه ميشد ستاره چيد

مشاور شركت بيمه پارسيان

شب آنچنان زلال كه ميشد ستاره چيد

۴۱ بازديد
 

دستم به هر ستاره كه مي خواست مي رسيد
نه از فراز بام كه از پاي بوته ها
مي شد ترا در آينه هرستاره ديد
در بي كران دشت
در نيمه
هاي شب
جز من كه با خيال تو مي گشنم
جز من كه در كنار تو مي سوختم غريب
تنها ستاره بود كه مي سوخت
تنها نسيم بود كه مي گشت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد