دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۲۰:۰۲ ۳۵ بازديد
فداى ساقى و ساغر كه ساقش سايه سارم بود
چراغى در ره تاريك و در شبهاى تارم بود
من از شبهاى بىفرداى يلداوار مىآيم
كه شمعش شاهد شعر و سرود اشكبارم بود
مثال صيد صيادان به زير تيغ ابرويش
فتادم در پى آلاله كو هم چوب دارم بود
به جعد گيس مشكينش قسمها بر زبان دارم
كه خاك پاى وى هر دم اميد چشم تارم بود
مپرس اى واعظ از مذهب كه در دنياى بىدينان
ميان نان و دين جنگ است و رسم روزگارم بود
بچرخ اى چاه ظلمانى كه يوسف در فراقستان
به چرخ چاه يزدانى نماد و يادگارم بود
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد