شب يلدا

مشاور شركت بيمه پارسيان

شب يلدا

۳۵ بازديد

 فداى ساقى و ساغر كه ساقش سايه سارم بود

چراغى در ره تاريك و در شبهاى تارم بود

من از شبهاى بى‏فرداى يلداوار مى‏آيم

كه شمعش شاهد شعر و سرود اشكبارم بود

مثال صيد صيادان به زير تيغ ابرويش

فتادم در پى آلاله كو هم چوب دارم بود

به جعد گيس مشكينش قسم‏ها بر زبان دارم

كه خاك پاى وى هر دم اميد چشم تارم بود

مپرس اى واعظ از مذهب كه در دنياى بى‏دينان

ميان نان و دين جنگ است و رسم روزگارم بود

بچرخ اى چاه ظلمانى كه يوسف در فراقستان

به چرخ چاه يزدانى نماد و يادگارم بود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد