ذكر سماوي

مشاور شركت بيمه پارسيان

ذكر سماوي

۳۶ بازديد

 از دوش در اين باديه بيدار نخسبيد

سرو و چمن و گل به چمنزار نخسبيد

اى يوسف يعقوب كه در چاه فتادى

چشم پدر از گريه‏ى بسيار نخسبيد

درويش پى حلقه‏اى از ذكر سماوى

عابد زِ مِى و مستى سرشار نخسبيد

اى مرگ از اين شهر پرآشوب گذر كن

بنگر كه بسى گشنه به انظار نخسبيد

اكنون كه در اين مردم چشم اشك هويداست

دانى كه دو چشمم پى دادار نخسبيد؟

منصور در انديشه‏ى معبود به خواب است

هيهات كه در حسرت وى دار نخسبيد

اى جان زِ طمع كارى ايام چه باك است؟

كز عهد شباب آن بت عيار نخسبيد

وى جام كه از جانب تزوير شكستى

هشيار كه آن چشم رياكار نخسبيد

بيدار شو اى غافل دور از نظر امشب

كين باصر شوريده زِ ابصار نخسبيد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد