دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۲۰:۰۱ ۳۸ بازديد
جز دافعه در كوى قدمگاه نماندست
مهرى به دل از توسن درگاه نماندست
رفتند از اين دولتِ بيدار صد افسوس
مُردند و در اين دايره آگاه نماندست
هيهات كه آتشكده در كوى بتان نيست
در چاه فتاديم و جز يك راه نماندست
زندان عبث در دل ويرانه همى گفت
خوش باش كه يوسف به ته چاه نماندست
در راه تو گر شكوه و اندوه شنيدم
كفر تو چنين گفتهام اللَّه نماندست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد