شباهنگ

مشاور شركت بيمه پارسيان

شباهنگ

۳۳ بازديد

خون است مرا باده و ميخانه‏ام امشب

مرگ است مرا در دل كاشانه‏ام امشب

اى بلبل شوريده مرا جوش و خروشيست

محتاج متاعم من و بى‏دانه‏ام امشب

من بى سر زلف تو در اين دير چه سودى

كان زلف برون رفته از اين شانه‏ام امشب

در حلقه زلف تو دگر عرف مجويم

شرع است رَوَم بر در بتخانه‏ام امشب

بارى كه به دوش من دلداده نهادى

بر گير كه بشكسته مرا شانه‏ام امشب

سرگشتگى ام ملعبه دست خزان است

بنگر كه چنين بى‏كس و بى‏خانه‏ام امشب

اى شمع بسوز از سر تقصير شباهنگ

علم است كه در سوز تو پروانه‏ام امشب

گر عشق همين است كه دهندم مى و پيمان

من باصر بى‏باده و پيمانه‏ام امشب


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد