دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۲۰:۰۱ ۳۳ بازديد
خون است مرا باده و ميخانهام امشب
مرگ است مرا در دل كاشانهام امشب
اى بلبل شوريده مرا جوش و خروشيست
محتاج متاعم من و بىدانهام امشب
من بى سر زلف تو در اين دير چه سودى
كان زلف برون رفته از اين شانهام امشب
در حلقه زلف تو دگر عرف مجويم
شرع است رَوَم بر در بتخانهام امشب
بارى كه به دوش من دلداده نهادى
بر گير كه بشكسته مرا شانهام امشب
سرگشتگى ام ملعبه دست خزان است
بنگر كه چنين بىكس و بىخانهام امشب
اى شمع بسوز از سر تقصير شباهنگ
علم است كه در سوز تو پروانهام امشب
گر عشق همين است كه دهندم مى و پيمان
من باصر بىباده و پيمانهام امشب
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد