سنايي و تحول در شعر و ادب فارسي

مشاور شركت بيمه پارسيان

سنايي و تحول در شعر و ادب فارسي

۳۱ بازديد

  سنايي مقدمه

سنايي شاعري صاحب سبك است . اگر چه سنايي از ابتدا شيوه ي پيشينيان را هم چون عنصري دنبال مي كرده است . بعدها سفر به مكه باعث دگرگوني روحي وي گرديد . اين دگرگوني تغييري كلي در شعر وي ايجاد نمود و در كنار مدح و هجو ، اشعار زاهدانه و گاه قلندرانه سروده است . شفيعي كدكني اين دو بعد از زندگي وي را به دو قطب تاريك و روشن تعبير نموده است.

تحول سنايي در سبك و زندگي باعث تأثير و تحول سترگ وي در در ادب فارسي گرديده است.

1 – تحول در قصيده

با نگاه به قصيده در مي يابيم كه اساس اين نوع شعر بر پايه مدح و ستايش قرار گرفته و اين امر ناشي از تأثير پذيري شعر عرب است . چرا كه اولين قصيده سرا ي فارسي ، قصيده ي خود را در مدح يعقوب ليث سروده و رودكي آن را به حد اعلاي خود رسانده است . در دوراني كه شاعران به جز مدح و هجو در قصيده كاري از پيش نمي بردند ، سنايي وارد عرصه ي شعر و شاعري گرديد . در ابتدا همسان و همگام با پيشينيان و بعدها دست به دگرگوني و تغيير زد . با اندكي تأمل در قصايد سنايي دو نكته ي مهم مورد توجه قرار مي گيرد .

الف – قصايد زاهدانه ، عارفانه : اين قصايد كه جنبه هاي عرفاني و زهد در آن برتري دارد؛ در اين نوع قصايد سنايي چون دليل و راه نمايي دلسوز به پند و اندرز و گاه به شماتت شنونده مي پردازد .

مكن در جسم و جان منزل كه اين دون است و آن والا
قدم زين هر دو بيرون نه ، نه اينجا باش و نه آن جا

ب – قصايد اجتماعي و انتقادي : سنايي شاعري ستيزه گوي و اجتماعي است و بر افراد نابكار جامعه مي تازد و آن ها را رسوا مي كند و در نهايت به صورتي فهرست وار به انتقاد از طبقات جامعه مي پردازد .

مرد هشيار در اين عهد كمست
ور كسي هست به دين متهم است

زيركان را ز در عالم و شاه
وقت گرمست نه وقت كرمست

دو موردي كه گذشت دگرگوني سنايي را در قصيده به خوبي نشان مي دهد چرا كه شاعران گذشته تنها در قصايد خود به اثبات عقايد ديني خود مي پرداختند، اما سنايي به قرآن و دين نگاهي دلسوزانه دارد. همين نكته وجه تمايز و وجه برتري شاعر را با ديگر شعرا نشان مي دهد .

2 – تحول در غزل

غزل تا زمان سنايي پيچ و خم هايي بسياري طي نموده است . اگر چه تا زمان وي قالبي جدا گانه نبود بلكه بيشتر به شكل تغزل قصايد وجود داشته است . در زمان وي غزل نمود مي يابد و شعرا سخنان عاشقانه و گاه شهواني خود را در اين قالب مي سرودند و سنايي در اين دوران وارد عرصه ادب فارسي گرديد . وي با آوردن كلمات و اصطلاحات دو پهلوي عارفانه و صوفيانه نه تنها اين نوع از شعر را از ركود و انحطاط معنوي نجات بخشيد بلكه آن را قالبي براي بيان مناجات عارفان و عابدان ساخت .

سنايي پايه هاي اين نوع شعر را به كلي تغيير داد و به جاي معشوقكان زيبا رو ، معشوقي ابدي و دست نيافتني وراي عقل جايگزين ساخت و به راز و نياز خالصانه با وي پرداخت . اين امر باعث اعتلاي غزل در زبان و ادب فارسي گرديد . نكته مهم ديگري كه در مورد اين تغيير در قالب غزل حائز اهميت است وجود اصطلاحات عرفاني است كه باعث شد غزل به ايهام و ابهام آميخته گردد و به آن عمق و معنا بخشد و خواننده را به كنكاش و تفسير رهنمون سازد . اين امر بعدها باعث ترقي غزل گرديد.

در واقع انقلاب سنايي در غزل باعث گرديد دو گونه شاخه در اين نوع شعر ايجاد گردد : غزل هاي عاشقانه كه سرانجام بدست سعدي به كمال دست مي يابد و غزل عارفانه كه دست كار سنايي است و سرانجام با حافظ به اوج خويش دست مي يابد .

3 – تحول در مثنوي

سرودن مثنوي سابقه يي ديرينه در زبان و ادب فارسي دارد. اولين مثنوي ها به طور كلي در بيان مفاهيم اخلاقي سروده شده است .

سنايي با سرودن اشعاري در اين قالب بابي تازه آغاز نمود . وي مسائل اخلاق اجتماعي را با اخلاق زهد و عرفان به هم آميخت و جهاني آرماني كه از ديدگاه وي انسان به سعادت و خير مي رسد را بنا نهاد . شاهد بر اين سخن آوردن بابي در حديقه مي باشد كه گرچه در ظاهر به مدح بهرام شاه غزنوي مربوط مي شود اما در واقع خوي و خصال پادشاهي بنده نواز و منطقي را نشان مي دهد . بنيادي را كه سنايي در مثنوي آغاز نمود مورد تقليد بزرگاني چون عطار و مولانا قرار گرفت و جزو استوارترين بناهاي شعر و ادب فارسي گرديد .

4 – ديگر تحولات

در ابتداي قرن پنجم شاعران سعي نمودند با آوردن رديف هاي دشوار ، قافيه هاي نادر ، استعارات و آرايه هاي ادبي خواننده را به حيرت وادارند . اين امر ناشي از سرگرم كردن و به تفكر واداشتن خواننده و نشان دهنده ي هنر و معلومات شاعر است . سنايي نيز از اين مقوله مستثني نبود . مي توان گفت وي خداوندگار آوردن آرايه هاي دور از ذهن و رديف هاي سنگين است . وي از جمله شعرايي است كه حداكثر معلومات خويش را در اشعارش وارد نموده ، از جمله اين معلومات استفاده از قرآن و حديث است كه به صور گوناگون در شعر وي به چشم مي خورد . آشنايي كامل سنايي در زمينه ي عرفان باعث ورود اصطلاحات عرفاني بسياري در شعر وي گرديده است .

تمامي اين امور دليلي بر اين سخن است كه سنايي را شاعري صاحب سبك در ادبيات فارسي به شمار آورده و بر او ارج مي نهيم .

منبع : سايت تبيان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد