دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۵۴ ۳۶ بازديد
آي آيينه دار من! نگذار غصه ها خون به شيشه ات بكنند
پيش چشمان تنگِ آهوها، شير محزون بيشه ات بكنند
كمر كوه هم اگر باشد غم شيرين عشق مي شكند
كوهكن ها ببين كه مي خواهند زخمي تيغ و تيشه ات بكنند!
بوي پيراهن تو را دارند قهرمان هاي قصه هاي همه
من زليخاي خون جگر نشدم، داستان ها كليشه ات بكنند
سروها ايستاده مي ميرند در زميني كه سايه كم دارد
سايه گستر بمان! اگر حتي بي بر و برگ و ريشه ات بكنند
اي به دل نازكي آيينه، رسم آيينهها شكستن نيست
خاطرت را كدر نكن هرقدر غصه ها خون به شيشهات بكنند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد