دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۵۴ ۳۶ بازديد
سرخ و غليظ در شريانم وزيده اي
شعرست يا جنون به زبانم وزيده اي؟
مثل نسيم نيمهء مرداد ماه گرم
در ظهر چشمهاي جوانم وزيده اي
من گم شدم درست زماني كه آمدي
تو از كدام سمتِ جهانم وزيده اي؟
مثل بهار، آمدنت ناگهاني است
در من بدون آنكه بدانم وزيده اي!
اين بار چندمست كه من عاشقت شدم؟
اين بار چندمست به جانم وزيده اي؟
حرفي بزن كه شعر شود در دهان من
حالا كه باز در هيجانم وزيده اي
باران و عشق حادثه اي آسماني اند
باران گرفته است گمانم وزيده اي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد