دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۵۳ ۳۶ بازديد
دريا چه بق كرده است، دريا كودكانه است
بي حرف، بي جاشو و بي موج و ترانه است
ترسيده از چيزي مگر دريا كز اينسان
با موج موجش رعشه هاي بي بهانه است
شور است اما شوري اش از جنس اشك است
انگار از پلك زمين اشكي روانه است
با بادها هم شوق بازي كردنش نيست
دريا كه چون مرداب ها نيلوفرانه است
امشب چرا جز لو ءلوء خونين ندارد
امشب چرا چون لخته هايي بيكرانه است
در ساحل خونين آن سو ديده شايد-
شب را كه گرم جستجو – خانه به خانه – است
رگموج هايش سوخته از بس كه ديده
در نخلهاشان شعله سرگرم زبانه است
با ماهيان قرمز از دريا نگوييد
ديگر نه آن درياي شعر عاشقانه است
از حيرت آلاله هاي ساحلش سرخ
دريا چه بق كرده است، بغضي جاودانه است
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد