دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۵۳ ۳۷ بازديد
شسته هزار و نهصد و دو مرده، مردهشور
نان حلال زحمت خود خورده مردهشور
يك زخم زشت، گوشه چشمش نشسته است
از كودكي مدام بد آورده مردهشور
هر روز چند مرده، جوانمرگ، ديده است
در حسرت جوانياش افسرده مردهشور
گاهي نبوده مرده و بر روي تخت غسل
خوابش به فكر زندگياش برده مردهشور
يك روز گل گرفته براي زني عزيز
و بعد گر گرفته و پژمرده مردهشور
اين بار جالب است دويي سه نميشود
افسانه نيست، سه نشده، مرده مردهشور
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد