دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۵۲ ۳۷ بازديد
مدتي هست كه بيگانهي هر دنيايي
شدهام، در تن خود نيز ندارم جايي
روح خود هستم و ديگر خبري از تن نيست
خبري نيست نه... تن نيست چه استغنايي
پاي فرداست كه امروز ندارم دستي
دست فرداست كه امروز ندارم پايي
نام او ننگم و ننگم شده نامش چه كنم
واي رسوا شدم از شهرت اين تنهايي
اُقِيانوس! برو... كوسه غرق كرده تو را
كه به مرداب خوشست اين پري دريايي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد