حيدر حيدر من حيدري ام

مشاور شركت بيمه پارسيان

حيدر حيدر من حيدري ام

۳۳ بازديد

 

درويشم و مست قلندري ام
در آذرم و ني آذري ام

امشب چقدر در تاب و تبم
امشب چقدر نيلوفري ام

مانند خليل، آتش شده ام
دلتنگ دوتار سمندري ام

با ياد تو مي چرخم همه شب
منظومه تويي، من مشتري ام

تا خاك شوم در دامن تو
رفتم به ديار مادري ام

اي خواجه سرم قربان رهت
اين بار نگيري سرسري ام

با خشم تبرزين آمده ام
من دشمن هر زور و زري ام

پوشيده كفن از خاك وطن
آن مظهر عشق، اين مظهري ام

گر كشته چشمانت نشدم
در زلف سياهت بستري ام

در آينه افتادم به سجود
از شيشه برون آمد پري ام

من تو شدم و تو من نشدي
تو ديگري و من ديگري ام

من وارث آن خشم و هيجان
من شعله اي از شعر دري ام

من ناصري ام، اين حجت من
ني عسجدي و ني انوري ام

رويي بنما تا بنگرمت
چشمي بگشا تا بنگري ام

از طوس بپرس آزادگي ام
از كاوه بپرس آهنگري ام

اي عشق ابوتمّام مني
تو بهت مني من بحتري ام

با عقل گرفتاران چه كنم
من از همه جز عشقت بري ام

اي حاتم من وي خاتم من
اي نقش تو بر انگشتري ام

من خود ز غلامان قمرم
با ياد غلامش قنبري ام

هوهو مددي، حق حق، مددي
حيدر حيدر من حيدري ام


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد