در نور چراغ

مشاور شركت بيمه پارسيان

در نور چراغ

۳۶ بازديد

 

اين باد

اين پنجه ي جادو

اين دست شيطاني كه از آفاق هول انگيز ميايد

با آن سرانگشتان نرم ناپايدارش

اوراق زرين درختان را تواند كند

اوراق زريني كه روزي بر درختان زمردگون

آيات سبز آشنايي بود

در چشم سعدي دفتري از معرفتھاي خدايي بود

اما چه كس با من تواند گفت

كاين دست بي بازو

دستي كه در نور چراغ از گوشه هاي ميز ميايد

دستي كه با رگھاي آماسيده ي بيدار بيمارش

با آن سر انگشتان زرد از دود سيگارش

اوراق تقويم مرا بر ميكند ، از كيست

اين دست بي بازو كه حس رأفتي در پنجه هايش نيست

اوراق تقويم مرا چون كور با انگشت ميخواند

آنگاه ، برگ خوانده را چون باد از تقويم ميراند

اي دير يا اي زود

روزي كه اين سرپنجه ي بيداد

اوراق تقويم مرا پايان تواند داد

ايا كدامين روز خواهد بود ؟

ايا كدامين روز خواهد بود ؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد