رندانه

مشاور شركت بيمه پارسيان

رندانه

۳۶ بازديد

 

به چشم سبز تو نازم كه موج خواب دراوست

چو برگ تازه كه سرمستي لعاب دراوست

ز پشت پلك تو تصوير مردمك پيداست

خوش اين حباب ، كه نقش چراغ خواب دراوست

زبان تست كه چون جان ، رسيده بر لب من

به كام باد ! كه شيريني شراب در اوست

مرا به موي پريشان خويش پنھان كن

كه روزگار ، سياه است و انقلاب دراوست

مراد من ز چه پرسي به عشوه هاي كلام

سوال چشم تو گوياست ، چون جواب دراوست

تنم به سوختن خويش در تو خرسند است

ترا درنگ چه سودي دهد ؟ شتاب دراوست

تنت برهنگي ماه را به ياد آرد

كه چشمه سار درخشان ماهتاب دراوست

فروغ آتش خونت ز پوست مي تابد

سپيده بين كه شكرخند آفتاب دراوست

هزار بوسه نھم بر متيبه ي بدنت

كه نكته هاي دل انگيز صد كتاب دراوست

بدين سپاس كه آغوش روشنت درياست

پناه ده صدفي را كه شوق آب دراوست

ز گير و دار جھان در تن تو روي آرم

كه يك تن است و جھاني ز پيچ و تاب دراوست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد