عشق هاي جريمه

مشاور شركت بيمه پارسيان

عشق هاي جريمه

۳۹ بازديد

 

اشتباه اول من و تو يك نگاه بود

عشق ما از اولين نگاه اشتباه بود

گر چه باورت نمي شود ولي حقيقتي است

اينكه كلبه ي من از غم تو روبراه بود

مي دويدم و ميان كوچه جار مي زدم

هاي هاي گريه بود و اشك و درد و آه بود

گاه گريه مي شديم و گاه خنده مثل شوق

اين هم از تب همان نگاه گاه گاه بود

جنگ بر سر من و خدا و عشق بود سيب

سيب بي گمان در اين ميانه بي گناه بود

هر كجاي شب كه مثل سايه پرسه مي زديم

ردي از عبور سرد آفتاب و ماه بود

آفتاب من تويي و ماه من بگو چرا

با حضور آفتاب، روز من سياه بود؟

اهل شكوه نيستم وگرنه آنهمه غروب

بر غريبي من و تو بهترين گواه بود

هرچه مي دوم به انتهاي خود نمي رسم

مانده ام كجا، كجاي كار اشتباه بود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد