دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۳۸ ۳۹ بازديد
اشتباه اول من و تو يك نگاه بود
عشق ما از اولين نگاه اشتباه بود
گر چه باورت نمي شود ولي حقيقتي است
اينكه كلبه ي من از غم تو روبراه بود
مي دويدم و ميان كوچه جار مي زدم
هاي هاي گريه بود و اشك و درد و آه بود
گاه گريه مي شديم و گاه خنده مثل شوق
اين هم از تب همان نگاه گاه گاه بود
جنگ بر سر من و خدا و عشق بود سيب
سيب بي گمان در اين ميانه بي گناه بود
هر كجاي شب كه مثل سايه پرسه مي زديم
ردي از عبور سرد آفتاب و ماه بود
آفتاب من تويي و ماه من بگو چرا
با حضور آفتاب، روز من سياه بود؟
اهل شكوه نيستم وگرنه آنهمه غروب
بر غريبي من و تو بهترين گواه بود
هرچه مي دوم به انتهاي خود نمي رسم
مانده ام كجا، كجاي كار اشتباه بود
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد