رهايي

مشاور شركت بيمه پارسيان

رهايي

۳۷ بازديد
 

بر آستانه در گردِ مرگ مي باريد

از آسمان شبزده در شب

تگرگ مي باريد

و از تمام درختان بيد

با وزش باد

برگ مي باريد

كه آن تناور تاريخ تا بهاران رفت

به جاودان پيوست

و بازوان بلندش

كه نام نامي او را هميشه با خود داشت

به جان جان پيوست

به بيكران پيوست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد