دلم رميده شد و غافلم من درويش

مشاور شركت بيمه پارسيان

دلم رميده شد و غافلم من درويش

۳۷ بازديد
 

دانلود فايل صوتي غزل ( 261 كيلوبايت )

دلم رميده شد و غافلم من درويش
كه آن شكاري سرگشته را چه آمد پيش
چو بيد بر سر ايمان خويش مي‌لرزم
كه دل به دست كمان ابروييست كافركيش
خيال حوصله بحر مي‌پزد هيهات
چه‌هاست در سر اين قطره محال انديش
بنازم آن مژه شوخ عافيت كش را
كه موج مي‌زندش آب نوش بر سر نيش
ز آستين طبيبان هزار خون بچكد
گرم به تجربه دستي نهند بر دل ريش
به كوي ميكده گريان و سرفكنده روم
چرا كه شرم همي‌آيدم ز حاصل خويش
نه عمر خضر بماند نه ملك اسكندر
نزاع بر سر دنيي دون مكن درويش
بدان كمر نرسد دست هر گدا حافظ
خزانه‌اي به كف آور ز گنج قارون بيش


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد