دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۳۲ ۳۵ بازديد
دانلود فايل صوتي غزل ( 223 كيلوبايت )
ما آزمودهايم در اين شهر بخت خويش
بيرون كشيد بايد از اين ورطه رخت خويش
از بس كه دست ميگزم و آه ميكشم
آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خويش
دوشم ز بلبلي چه خوش آمد كه ميسرود
گل گوش پهن كرده ز شاخ درخت خويش
كاي دل تو شاد باش كه آن يار تندخو
بسيار تندروي نشيند ز بخت خويش
خواهي كه سخت و سست جهان بر تو بگذرد
بگذر ز عهد سست و سخنهاي سخت خويش
وقت است كز فراق تو وز سوز اندرون
آتش درافكنم به همه رخت و پخت خويش
اي حافظ ار مراد ميسر شدي مدام
جمشيد نيز دور نماندي ز تخت خويش
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد