اي كه بر ماه از خط مشكين نقاب انداختي

۳۷ بازديد
 

دانلود فايل صوتي غزل ( 378 كيلوبايت )

اي كه بر ماه از خط مشكين نقاب انداختي
لطف كردي سايه‌اي بر آفتاب انداختي
تا چه خواهد كرد با ما آب و رنگ عارضت
حاليا نيرنگ نقشي خوش بر آب انداختي
گوي خوبي بردي از خوبان خلخ شاد باش
جام كيخسرو طلب كافراسياب انداختي
هر كسي با شمع رخسارت به وجهي عشق باخت
زان ميان پروانه را در اضطراب انداختي
گنج عشق خود نهادي در دل ويران ما
سايه دولت بر اين كنج خراب انداختي
زينهار از آب آن عارض كه شيران را از آن
تشنه لب كردي و گردان را در آب انداختي
خواب بيداران ببستي وان گه از نقش خيال
تهمتي بر شب روان خيل خواب انداختي
پرده از رخ برفكندي يك نظر در جلوه گاه
و از حيا حور و پري را در حجاب انداختي
باده نوش از جام عالم بين كه بر اورنگ جم
شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختي
از فريب نرگس مخمور و لعل مي پرست
حافظ خلوت نشين را در شراب انداختي
و از براي صيد دل در گردنم زنجير زلف
چون كمند خسرو مالك رقاب انداختي
داور دارا شكوه‌اي آن كه تاج آفتاب
از سر تعظيم بر خاك جناب انداختي
نصره الدين شاه يحيي آن كه خصم ملك را
از دم شمشير چون آتش در آب انداختي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد