وقت را غنيمت دان آن قدر كه بتواني

مشاور شركت بيمه پارسيان

وقت را غنيمت دان آن قدر كه بتواني

۳۳ بازديد
 

دانلود فايل صوتي غزل ( 368 كيلوبايت )

وقت را غنيمت دان آن قدر كه بتواني
حاصل از حيات اي جان اين دم است تا داني
كام بخشي گردون عمر در عوض دارد
جهد كن كه از دولت داد عيش بستاني
باغبان چو من زين جا بگذرم حرامت باد
گر به جاي من سروي غير دوست بنشاني
زاهد پشيمان را ذوق باده خواهد كشت
عاقلا مكن كاري كآورد پشيماني
محتسب نمي‌داند اين قدر كه صوفي را
جنس خانگي باشد همچو لعل رماني
با دعاي شبخيزان اي شكردهان مستيز
در پناه يك اسم است خاتم سليماني
پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ
كاين همه نمي‌ارزد شغل عالم فاني
يوسف عزيزم رفت اي برادران رحمي
كز غمش عجب بينم حال پير كنعاني
پيش زاهد از رندي دم مزن كه نتوان گفت
با طبيب نامحرم حال درد پنهاني
مي‌روي و مژگانت خون خلق مي‌ريزد
تيز مي‌روي جانا ترسمت فروماني
دل ز ناوك چشمت گوش داشتم ليكن
ابروي كماندارت مي‌برد به پيشاني
جمع كن به احساني حافظ پريشان را
اي شكنج گيسويت مجمع پريشاني
گر تو فارغي از ما اي نگار سنگين دل
حال خود بخواهم گفت پيش آصف ثاني


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد