دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۳۰ ۴۰ بازديد
دانلود فايل صوتي غزل ( 250 كيلوبايت )
سحرگه ره روي در سرزميني
هميگفت اين معما با قريني
كه اي صوفي شراب آن گه شود صاف
كه در شيشه برآرد اربعيني
خدا زان خرقه بيزار است صد بار
كه صد بت باشدش در آستيني
مروت گر چه نامي بينشان است
نيازي عرضه كن بر نازنيني
ثوابت باشد اي داراي خرمن
اگر رحمي كني بر خوشه چيني
نميبينم نشاط عيش در كس
نه درمان دلي نه درد ديني
درونها تيره شد باشد كه از غيب
چراغي بركند خلوت نشيني
گر انگشت سليماني نباشد
چه خاصيت دهد نقش نگيني
اگر چه رسم خوبان تندخوييست
چه باشد گر بسازد با غميني
ره ميخانه بنما تا بپرسم
مال خويش را از پيش بيني
نه حافظ را حضور درس خلوت
نه دانشمند را علم اليقيني
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد