دانلود فايل صوتي غزل ( 368 كيلوبايت )
اي در رخ تو پيدا انوار پادشاهي
در فكرت تو پنهان صد حكمت الهي
كلك تو بارك الله بر ملك و دين گشاده
صد چشمه آب حيوان از قطره سياهي
بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم
ملك آن توست و خاتم فرماي هر چه خواهي
در حكمت سليمان هر كس كه شك نمايد
بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهي
باز ار چه گاه گاهي بر سر نهد كلاهي
مرغان قاف دانند آيين پادشاهي
تيغي كه آسمانش از فيض خود دهد آب
تنها جهان بگيرد بي منت سپاهي
كلك تو خوش نويسد در شان يار و اغيار
تعويذ جان فزايي افسون عمر كاهي
اي عنصر تو مخلوق از كيمياي عزت
و اي دولت تو ايمن از وصمت تباهي
ساقي بيار آبي از چشمه خرابات
تا خرقهها بشوييم از عجب خانقاهي
عمريست پادشاها كز مي تهيست جامم
اينك ز بنده دعوي و از محتسب گواهي
گر پرتوي ز تيغت بر كان و معدن افتد
ياقوت سرخ رو را بخشند رنگ كاهي
دانم دلت ببخشد بر عجز شب نشينان
گر حال بنده پرسي از باد صبحگاهي
جايي كه برق عصيان بر آدم صفي زد
ما را چگونه زيبد دعوي بيگناهي
حافظ چو پادشاهت گه گاه ميبرد نام
رنجش ز بخت منما بازآ به عذرخواهي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد