دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۳۰ ۳۷ بازديد
دانلود فايل صوتي غزل ( 210 كيلوبايت )
اي دل گر از آن چاه زنخدان به درآيي
هر جا كه روي زود پشيمان به درآيي
هش دار كه گر وسوسه عقل كني گوش
آدم صفت از روضه رضوان به درآيي
شايد كه به آبي فلكت دست نگيرد
گر تشنه لب از چشمه حيوان به درآيي
جان ميدهم از حسرت ديدار تو چون صبح
باشد كه چو خورشيد درخشان به درآيي
چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت
كز غنچه چو گل خرم و خندان به درآيي
در تيره شب هجر تو جانم به لب آمد
وقت است كه همچون مه تابان به درآيي
بر رهگذرت بستهام از ديده دو صد جوي
تا بو كه تو چون سرو خرامان به درآيي
حافظ مكن انديشه كه آن يوسف مه رو
بازآيد و از كلبه احزان به درآيي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد