ما به اندازه هم سهم ز دريا برديم

مشاور شركت بيمه پارسيان

ما به اندازه هم سهم ز دريا برديم

۳۴ بازديد
 

خوش به حال من ودريا و غروب و خورشيد
 و چه بي ذوق جهاني كه مرا با تو نديد

رشته اي جنس همان رشته كه بر گردن توست
چه سروقت مرا هم به سر وعده كشيد

به كف و ماسه كه نايابترين مرجان ها
 تپش تبزده نبض مرا مي فهميد

آسمان روشني اش را همه بر چشم تو داد
مثل خورشيد كه خود را به دل من بخشيد

 ما به اندازه هم سهم ز دريا برديم
هيچكس مثل تو ومن به تفاهم نرسيد

خواستي شعر بخوانم دهنم شيرين شد
ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشيد

من كه حتي پي پژواك خودم مي گردم
آخرين زمزمه ام را همه شهر شنيد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد