كودكي ها

مشاور شركت بيمه پارسيان

كودكي ها

۳۵ بازديد

 

به خانه مي رفت

با كيف

و با كلاهي كه بر هوا بود

چيزي دزديدي ؟

مادرش پرسيد

دعوا كردي باز؟

پدرش گفت

و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد

به دنبال آن چيز

كه در دل پنهان كرده بود

تنها مادربزرگش ديد

گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش

و خنديده بود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد