بخش 20

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش 20

۳۵ بازديد

 

اين تازه نيست
 قديمي است
 دو نفر
همه نيستند
 هميشه نيستند
 خويش اند
 و حس و حدسشان براي حادثه نزديك
 حدس دور دارند
 برادر نيستند
 كه من بودم
 تو نبودي
 يا نمي دانم
 شايد جوان بودم
شما جوان بوديد
 تو پير بودي
كبوتران را دانه ندادم
 يك تكه آسمان را خوب حفظ كرديم
 كه وقتي تو نبودي
بتوانيم از حفظ بخوانيم
اين براي آن روزها كافي بود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد