زمزمه 1

مشاور شركت بيمه پارسيان

زمزمه 1

۳۲ بازديد

 

هر چند اميدي به وصال تو ندارم

يك لحظه رهايي ز خيال تو ندارم

اي چشمه ي روشن منم آن سايه كه نقشي

در آينه ي چشم زلال تو ندارم

مي داني و مي پرسيم اي چشم سخنگوي

جز عشق جوابي به سوال تو ندارم

اي قمري هم نغمه درين باغ پناهي

جز سايه ي مهر پر و بال تو ندارم

از خويش گريزانم و سوي تو شتابان

با اين همه راهي به وصال تو ندارم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد