دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۹ ۳۲ بازديد
هر چند اميدي به وصال تو ندارم
يك لحظه رهايي ز خيال تو ندارم
اي چشمه ي روشن منم آن سايه كه نقشي
در آينه ي چشم زلال تو ندارم
مي داني و مي پرسيم اي چشم سخنگوي
جز عشق جوابي به سوال تو ندارم
اي قمري هم نغمه درين باغ پناهي
جز سايه ي مهر پر و بال تو ندارم
از خويش گريزانم و سوي تو شتابان
با اين همه راهي به وصال تو ندارم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد