زمزمه 2

مشاور شركت بيمه پارسيان

زمزمه 2

۳۲ بازديد

 

نتوانم به تو پيوستن و ني از تو گسستن

نه ز بند تو رهايي نه كنار تو نشستن

اي نگاه تو پناهم! تو نداني چه گناهي ست

خانه را پنجره بر مرغك طوفان زده بستن

تو مده پندم از اين عشق كه من دير زماني

خود به جان خواستم از دام تمناي تو رستن

ديدم از رشته ي جان دست گسستن بود آسان

ليك مشكل بود اين رشته ي مهر تو گسستن

امشب اشك من ازرد و خدا را كه چه ظلمي ست

ساقه ي خرم گلدان نگاه تو شكستن

سوي اشكم نگهت گرم خراميد و چه زيباست

آهوي وحشي و در چشمه ي روشن نگرستن


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد