حتي به روزگاران

مشاور شركت بيمه پارسيان

حتي به روزگاران

۳۷ بازديد

 

اي مهربان تر از برگ در بوسه هاي باران

بيداري ستاره در چشم جويباران

آيينه ي نگاهت پيوند صبح و ساحل

لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران

بازآ كه در هوايت خاموشي جنونم

فرياد ها برانگيخت از سنگ كوه ساران

اي جويبار جاري! زين سايه برگ مگريز

كاين گونه فرصت از كف دادند بي شماران

گفتي: به روزگاران مهري نشسته گفتم

بيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران

بيگانگي ز حد رفت اي آشنا مپرهيز

زين عاشق پشيمان سرخيل شرمساران

پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند

ديوار زندگي را زين گونه يادگاران

وين نغمه ي محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقي ست آواز باد و باران


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد