دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۹ ۳۷ بازديد
اي مهربان تر از برگ در بوسه هاي باران
بيداري ستاره در چشم جويباران
آيينه ي نگاهت پيوند صبح و ساحل
لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران
بازآ كه در هوايت خاموشي جنونم
فرياد ها برانگيخت از سنگ كوه ساران
اي جويبار جاري
! زين سايه برگ مگريزكاين گونه فرصت از كف دادند بي شماران
گفتي
: به روزگاران مهري نشسته گفتمبيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران
بيگانگي ز حد رفت اي آشنا مپرهيز
زين عاشق پشيمان سرخيل شرمساران
پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند
ديوار زندگي را زين گونه يادگاران
وين نغمه ي محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقي ست آواز باد و باران
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد