باغ ميرا

مشاور شركت بيمه پارسيان

باغ ميرا

۳۵ بازديد

 

پاييز محزوني

كه در خون تو مي خواند

گامي به تو نزديك و گامي دور

آرام همراه تو مي آيد

روزي تمام باغ را

تسخير خواهد كرد

اي روشن آراي چراغ لالگان

در رهگذار باد

با من نمي گويي

آن آهوان شاد و شنگ تو

سوي كدامين جوكناراني گريزان اند؟

آه

شب هاي باران تو وحشتناك

شب هاي باران تو بي ساحل

شب هاي باران تو از ترديد

و از اندوه لبريز است

من دانم و تنهايي باغي

كه رستنگاه آواي هزاران بود

وينك

خنياگرش خاموش

و آرايه اش

خونابه ي برگان پاييز است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد