باغ خودرو

مشاور شركت بيمه پارسيان

باغ خودرو

۳۴ بازديد

 

خروس خانه همسايه مي خواند

و باران سحرگاهان اسفند

فرو مي ريخت از ابري شتابان

گريزان ابرها بر آبي صبح

چنان چون قاصدك بر كاسني زار

روان بودند زي كوه و بيابان

و من در اوج آن لحظه ي خدايي

در آن انديشه و آن بيشه بودم

كه در آن سوي باغ پر گل ابر

دران ژرف كبود آيا كسي هست

كه اين باغ شفق گلخانه ي اوست

و فانوس بلورين ستاره

بر اين نيلي رواق جاودان دور

چراغ روشن كاشانه اوست

و يا اين باغ

خودروي ست و خود روست؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد