آيينه بخت

مشاور شركت بيمه پارسيان

آيينه بخت

۳۷ بازديد

 

تو مي روي و ديده من مانده به راهت

اي ماه سفر كرده خدا پشت و پناهت

اي روشني ديده سفر كردي و دارم

از اشك روان آينه اي بر سر راهت

باز آي كه بخشودم اگر چند فزون بود

در بارگه سلطنت عشق گناهت

آيينه بخت سيه من شد و ديدم

آينده ي خود در نگه چشم سياهت

آن شبنم افتاده به خاكم كه ندارم

بال و پر پرواز به خورشيد نگاهت

بر خرمن اين سوخته ي دشت محبت

اي برق! كجا شد نگه گاه به گاهت؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد