سبوي شكسته

مشاور شركت بيمه پارسيان

سبوي شكسته

۳۵ بازديد

 

شعله ي آتش عشقم منگر بر رخ زردم

همه اشكم همه آهم همه سوزم همه دردم

چون سبويي كه شكسته ست و رخ چشمه نبيند

غوش تو گردم Ĥ كو اميدي كه دگرباره هم

لاله صبح بهارم كه درين دامن صحرا

آتش داغ گلي شعله كشد از دم سردم

كس ندانست كه چون زخم جگر سوز نهاني

سوختم سوختم از حسرت و لب باز نكردم

جلوه ي صبح جواني به همه عمر نديدم

با خزان زاده ام آري گل زردم گل زردم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد