دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۸ ۳۵ بازديد
بي قرارت چو شدم رفتي و يار من شدي
شادي خاطر اندوه گزارم نشدي
تا ز دامان شبم صبح قيامت ندميد
با كه گويم كه چراغ شب تارم نشدي
صدف خالي افتاده به ساحل بودم
چون گهر زينت آغوش و كنارم نشدي
بوته ي خار كويرم همه تن دست نياز
برق سوزان شو اگر ابر بهارم نشدي
از جنون بايدم امروز گشايش طلبيد
كه تو اي عقل به جز مشكل كارم نشدي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد