دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۸ ۳۴ بازديد
شهر خاموش من
! آن روح بهارانت كو؟شور و شيدايي انبوه هزارانت كو؟
مي خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان
نكهت صبحدم و بوي بهارانت كو؟
كوي و بازار تو ميدان سپاه دشمن
شيهه ي اسب و هياهوي سوارانت كو؟
زير سرنيزه ي تاتار چه حالي داري؟
دل پولادوش شير شكارانت كو؟
سوت و كور است شب و ميكده ها خاموش اند
نعره و عربده ي باده گسارانت كو؟
چهره ها در هم و دل ها همه بيگانه ز هم
روز پيوند و صفاي دل يارانت كو؟
آسمانت همه جا سقف يكي زندان است
روشناي سحر اين شب تارانت كو؟
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد