خموشانه

مشاور شركت بيمه پارسيان

خموشانه

۳۴ بازديد

 

شهر خاموش من! آن روح بهارانت كو؟

شور و شيدايي انبوه هزارانت كو؟

 

مي خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان

نكهت صبحدم و بوي بهارانت كو؟

 

كوي و بازار تو ميدان سپاه دشمن

شيهه ي اسب و هياهوي سوارانت كو؟

 

زير سرنيزه ي تاتار چه حالي داري؟

دل پولادوش شير شكارانت كو؟

 

سوت و كور است شب و ميكده ها خاموش اند

نعره و عربده ي باده گسارانت كو؟

 

چهره ها در هم و دل ها همه بيگانه ز هم

روز پيوند و صفاي دل يارانت كو؟

 

آسمانت همه جا سقف يكي زندان است

روشناي سحر اين شب تارانت كو؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد