دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۸ ۳۴ بازديد
۱
كبريت هاي صاعقه
پي در پي
خاموش مي شود
شب همچنان شب است
با اين كه يك بهار و دو پاييز
زنجيره ي زمان را
با سبز و زردشان
از آب رودخانه گذر دادند
ديديم
در آب رودخانه همه سال
خون بود و خاك گرم
كه مي رفت
در شط
شطي كه دست مردي
در موج هاي نرمش
آيينه ي خدا را
يك روز شست و شو داد
2
كبريت هاي صاعقه
پي در پي
خاموش مي شد
شب همچنان شب است
خون است و خاك گرم
نظارگان مات شب و روز
بسيار روزها و چه بسيار
3
كبريت هاي صاعقه
پي در پي
شب را
كمرنگ مي كند
من ديدم و صبور گذشتن
خون از رگان فقر و شهامت
جاري بود
در خاك هاي اردن سينا
4
كبريت هاي صاعقه شب را
بي رنگ مي كند
چندان كه در ولايت مشرق
از شهر بند كهنه ي نيشابور
سركرده ي قبيله ي تاتار
فرياد هم صدايي خود را
فانوس دود خورده ي تاريك
از روشناي صبح مي آويزد
كبريت هاي صاعقه
شب را
نابود مي كند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد