دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۸ ۴۱ بازديد
ديدمت ميان رشته هاي آهنين
دست بسته
در ميان شحنه ها
در نگاه خويشتن
شطي از نجابت و پيام داشتي
آه
وقتي از بلند اضطراب
تيشه را به ريشه مي زدي
قلب تو چگونه مي تپيد؟
اي صفير آن سپيده ي تو
خوش ترين سرود قرن
شعر راستين روزگار
وقتي از بلند اضطراب
مرگ ناگزير را نشانه مي شدي
وز صفير آن سپيده دم
جاودانه مي شدي
شاعران سبك موريانه جملگي
باز بنفشه رستن از زمين
به طرف جويبار ها
باز گسسته حور عين
ز زلف خويش تارها
در خيال خويش
جاودانه مي شدند
آنچه در تو بود
گر شهامت و اگر جنون
با صفير آن سپيده
خوش ترين چكامه هاي قرن را
سرود
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد